بهای شاهد بودن - راهنمای مبتنی بر تروما برای فعالان حقوق بشر در مواجهه با خشونت دیجیتال
- Mahyar Zaud

- Jan 27
- 5 min read
هدف کلینیک نوران حمایت از افراد یا گروههایی است که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر جنگ، مهاجرت اجباری و دیگر اشکال خشونت سیاسی قرار گرفتهاند. اخیراً بسیاری از فعالان حقوق بشر، روزنامهنگاران و سازماندهندگان جامعه مدنی در خارج از کشور، از تجربیات خود در رابطه با مستندسازی جنایات در ایران با ما سخن گفتهاند. آنها میگویند:
«احساس کرختی میکنم. از احساساتم جدا شدهام. احساس گناه میکنم چون فکر میکنم باید در برابر آنچه در ایران میگذرد، تأثر و احساسات بیشتری داشته باشم.»
افرادی که ساعتها صرف مستندسازی وقایع ایران کردهاند، به دلیل مشاهده سطوح شدیدی از رنج انسانی بر صفحه کامپیوتر خود، در معرض تروماهای مکرر و شدید قرار گرفتهاند. آن صفحه نمایش، مکانی است که در آن تاریخچهی مستند این وقایع بر سیستم عصبی شما حک میشود.
بگذارید این موضوع را با اصطلاحات بالینی روشن کنم:
حتی اگر دچار کرختی عاطفی شدهاید، این به معنای بیتفاوتی یا فقدان همدلی شما با دیگران نیست؛ بلکه کرختی عاطفی راهی است که سیستم عصبی برای محافظت از شما برمیگزیند تا بتوانید با زندگی در وضعیت «تهدید» کنار بیایید.
درک تروما در «خط مقدم دیجیتال»
سیستم عصبی تفاوت زیادی میان خطری که در محیط اطراف حس میشود و خطری که از طریق عکس و صدا بر روی مانیتور (تقریباً در زمان واقعی) مشاهده میشود، قائل نیست.
اگر فردی بهطور مکرر صحنههای خشونت، شکنجه، اعدام و بازداشتهای دستهجمعی را تماشا کند، ممکن است دچار واکنشی مشابه با فردی شود که فیزیکی در محل وقوع این حوادث حضور دارد؛ علیرغم اینکه فاصله جغرافیایی وجود دارد. در ادامه به سه فرآیند بالینی اشاره میکنیم که بر شاهدان دیجیتال تأثیر میگذارد:
۱. ترومای ثانویه (Vicarious Trauma)
اولین مورد، ترومای ثانویه یا نیابتی است. این تروما اثر تجمعیِ شاهدِ رنج دیگران بودن است.
وقتی کسی بهطور متوسط چندین ساعت در روز به تصاویر بسیار واضح از خشونت پلیس یا بیعدالتی اجتماعی نگاه میکند، «آمیگدال» او (بخشی از مغز که تهدیدها را پردازش میکند) عملاً در وضعیت وحشت قرار میگیرد. با گذشت زمان، برای اینکه فرد بتواند سلامت روان خود را حفظ کند، سیستم عصبی تصمیم میگیرد نوعی «بیهوشی عاطفی» یا کرختی روانی ایجاد کند.
این یک واکنش طبیعی است. روان انسان در مواجهه با حجم زیاد خشونت دیجیتال دچار «اتصال کوتاه» میشود و هستهی اصلی وجود فرد پس از یک ضربهی سنگین، تحت محافظت قرار میگیرد. در این حالت، فعال حقوق بشر احساس غریبگی میکند؛ گویی هیچ احساسی ندارد، جدا افتاده است یا دنیا را از پشت یک شیشهی ضخیم میبیند. این احساس پوچی، ویژگی اصلی ترومای ثانویه است که به معنای فرسایش تدریجی سیستم «معناسازی» فرد بر اثر ماهیت تکراری جمعآوری شواهد دیجیتال است.
با گذشت زمان، ممکن است متوجه این موارد شوید:
احساس فزاینده مبنی بر اینکه دنیا جای ناامنی است.
تغییر در باورها درباره عدالت، اعتماد و انسانیت.
افزایش گوشبهزنگی (Hypervigilance) یا انزوا (حتی وقتی به تصاویر نگاه نمیکنید، محیط اطراف را برای یافتن تهدیدها یا بیعدالتیهای پنهان اسکن میکنید).
از دست دادن ظرافتها (دیدن دنیا به صورت سیاه و سفید؛ مثلاً همه یا شکارچی هستند یا قربانی). این وضعیت باعث میشود توانایی درک پیچیدگیها یا لذتهای ساده را از دست بدهید.
۲. فرسودگی ناشی از شفقت (Compassion Fatigue)
این حالت زمانی رخ میدهد که ظرفیت ما برای همدلی، به دلیل تجربه مداوم شنیدن یا دیدن وقایع تروماتیک، به قدری آسیب میبیند که دیگر نمیتواند بازیابی شود.
نشانه های رایج:
تخلیه عاطفی و خستگی مفرط.
تندخویی و تحریکپذیری.
کاهش تحمل در برابر استرس.
گفتگوی درونیِ «که چه بشود؟» (احساس اینکه فعالیتهای شما تأثیری ندارد که منجر به یک «ناامیدی عملکردی» میشود).
این نشاندهنده کاهش اهمیت دادن شما نیست، بلکه نشاندهندهی تخلیه ظرفیت است (باک همدلی شما خالی شده است).
۳. خاموشی واگ پشتی (Dorsal Vagal Shutdown)
وقتی مجموع تهدیداتی که با آن روبرو میشویم از توان پردازش مغز فراتر میرود، سیستم عصبی ممکن است به عنوان یک مکانیسم دفاعی «خاموش» شود. این حالت به صورت کرختی عاطفی، گسستگی (Dissociation) و مهآلودگی ذهنی ظاهر میشود. از نظر بالینی، این یک شکست اخلاقی نیست، بلکه یک مکانیسم بیولوژیکی برای بقاست.
استراتژیهای مبتنی بر تروما برای شاهدان دیجیتال
با استفاده از اصول بالینی، پیشنهادهایی برای کاهش تحریک فیزیولوژیک سیستم عصبی هنگام مواجهه با محتوای تروماتیک ارائه میدهیم:
الف) کاهش بار حسی از طریق مرزهای فنی:
نمایشگر خاکستری (Grayscale): تنظیمات گوشی یا کامپیوتر خود را روی حالت سیاه و سفید بگذارید. این کار واکنش آمیگدال به رنگ خون و جراحت را کاهش میدهد.
قطع صدا: سیستم شنیداری بیش از سیستم دیداری سیستم عصبی را تحریک میکند. محتوا را بدون صدا بررسی کنید و فقط در صورت لزوم برای تأیید، صدا را وصل کنید.
محدود کردن اندازه تصویر: ویدیوهای خشونتآمیز را در حالت تمامصفحه نبینید. کوچک نگه داشتن پنجره ویدیو به حفظ فاصله روانشناختی کمک میکند.
خاموش کردن پخش خودکار (Auto-play): این کار به شما فرصت میدهد تا آگاهانه تصمیم بگیرید که آیا آمادگی تماشای محتوا را دارید یا خیر.
ب) تخلیه تحریکات بقای ذخیره شده:
تروما فقط در ذهن نیست، بلکه در بدن ذخیره میشود. حتی پس از بستن لپتاپ، انرژی «جنگ یا گریز» در بدن شما باقی میماند.
تخلیه مبتنی بر حرکت: پس از اتمام کار، بایستید و دستها و پاهای خود را برای ۶۰ تا ۹۰ ثانیه بهآرامی تکان دهید (تکان دادن لرزشی).
تحریک با آب سرد: پاشیدن آب سرد به صورت یا دستها سیستم پاراسمپاتیک را فعال کرده و به تنظیم مجدد بدن پس از حالت خاموشی کمک میکند.
ج) مرزهای روانشناختی در زندگی روزمره:
مناطق بدون محتوا: اتاق خواب، میز غذاخوری و فضای خانوادگی را مناطقی تعیین کنید که ورود هرگونه محتوای تروماتیک به آنها ممنوع است.
آیین پایان کار: در انتهای روز کاری، تکنولوژی را خاموش کنید، دستان خود را بهآرامی بشویید و به صورت کلامی اعلام کنید: «کار امروز تمام شد. من به بدن خود و به لحظه حال بازمیگردم.»
نقش تنظیم رابطهای و کلام آخر
انزوا، رنج را تشدید میکند. با همکاران و دوستان خود نه فقط درباره آمار و ارقام، بلکه درباره اثرات حسی صحبت کنید: «امروز آن ویدیو از ظرفیت تحمل من فراتر بود.»
بازتعریف گناه بازمانده:
از دیدگاه بالینی، امنیت شما خیانت نیست. امنیت شما، شرط لازم برای تداوم فعالیت و دادخواهی شماست. فرسودگی شغلی خدمتی به عدالت نمیکند؛ بلکه تنظیم سیستم عصبی است که ظرفیت شما را حفظ میکند.
در کلینیک نوران، ما احترام عمیقی برای کسانی که بار روانیِ شاهد بودن را به دوش میکشند قائلیم. خطاب به فعالان: شما چشمان تاریخ هستید، اما حتی چشمها هم نیاز به پلک زدن دارند. حتی چشمها هم نیاز به بسته شدن دارند تا بقیه بدن استراحت کند. استراحت کردن نشانه ضعف نیست؛ یک ضرورت تاکتیکی برای مبارزهای طولانیمدت است.
کار شما مهم است. سیستم عصبی شما نیز مهم است.
اگر دچار کرختی مداوم، تصاویر مزاحم، اختلال خواب یا گسستگی هستید، بدانید که تنها نیستید و کمکهای تخصصی در دسترس است.

































Comments